دوران پسا نوروز

دوران پسا نوروز

دوران پسا نوروز

سلام دوستان

امیدوارم حالتون خوب باشه و سال ۹۷ رو خیلی خوب شروع کرده باشید.

همونطوری که گفته بودم سالی که نکوست از دوران نوروزش پیداست

و مسلما شما عزیزان نیز ارزش این زمان طلایی را خیلی خوب درک کردید

و تا حدی که توان داشتید در این دوران درس خوندید و زحمت کشیدید.

دیگه کم کم داریم به روز های پایانی تعطیلات و آزمون مهم جمع بندی پیش ۱ نزدیک میشیم.

ان شا الله با مطالعه ای که در روز های آینده دارید از پس این آزمون هم به خوبی بر می آیید و مباحث باقی مانده را به خوبی مرور می کنید.

اما پس از نوروز دریچه دیگری از دنیای کنکور به روی دیدگان شما باز خواهد شد که شما را به دوران دیگری از زندگی کنکوریتان خواهد برد.

طلوع خورشید روز شنبه ۱۸ فروردین نوید بخش ورود شما به دوران پسا نوروز است.

دورانی که فرصتی حدودا یک ماه و نیمه برای شما وجود خواهد داشت تا باقیمانده کتاب های خودتان را مطابق با برنامه آزمون مطالعه کنید

و پس از آن به خود تبریک بگویید که توانسته اید تا اینجای راه را پر قدرت به مسیر ادامه بدهید و یکبار کتاب ها را به طور ( تقریبا )کامل مطالعه کنید.

همیشه به شاگردان خود این تذکر را می دهم که ارزش روز های باقیمانده خیلی بیشتر از روز های از دست رفته است. 

الان هم می خواهم این نکته را متذکر شوم که :

به جرئت ، ارزش و اهمیت دوران باقی مانده از مسیر کنکور (یعنی دوران نوروز که روز های اخرش را سپری میکنیم و دوران پسا نوروز و جمع بندی ماه آخر)

اگر بیشتر از دوران مهر تا اسفند نباشد از آن کمتر نیست!

این دوران مصادف است با زمانی که خیل عظیمی از داوطلبان کنکور احساس خستگی می کنند و (به هر دلیلی) از تلاش خود می کاهند.

زمانی که اگر تو به تلاشت بیافزایی ، میتوانی گوی سبقت را بربایی …

پس تو خسته نشو و پر قدرت این یکماه را درس بخوان.

بخوان تا روزی به خود و تلاش امروزت افتخار کنی.

روزی که تلاشت امروزت آن را ساخته.

روزی که به آرزویت رسیده ای .

 

و در نهایت مطلب خودم را با حدیثی از اماع علی (ع) تمام میکنم:

ایشان می فرمایند:

آنکه نهایت تلاش خود را صرف کند به تمام خواسته هایش می رسد.

 

در مطالب بعدی نکات مشاوره ای دوران پسا نوروز را بیشتر با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

پس تا درودی دیگر ، بدرود

 

 

 

دوران پسا نوروز

مقاله از مهندس حسین فدایی

مشاور کنکور

مدرس ریاضیات تجربی

مدرس دیفرانسیل و گسسته

 

The post دوران پسا نوروز appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

دوران الماسی نوروز(قسمت دوم)

دوران الماسی نوروز(قسمت دوم)

دوران الماسی نوروز(قسمت دوم)

سلام

سال نو مبارک

امیدوارم ۹۷ سال رسیدن به آرزو های بزرگتون باشه. سالی که بعد ها ازش به نیکی یاد کنید و وقتی یادش می افتید کلی ذوق کنید .

 

در مطلب قبلی در مورد اهمیت دوران نوروز باهاتون صحبت کرده بود

و گفتم بودم که این دوران اینقدر در رندگی شما مهمه که نگو !

برای همین اسم “دوران الماسی نوروز” رو براش انتخاب کرده بودیم …

قرار بود در مطلب بعدی در مورد باید ها و نباید های دوران نوروز با هم صحبت کنیم.

الوعده وفا.

امروز دومین روز از سال ۹۷ هست .

خیلی از دوستان کنکوری روز اول سال رو به استراحت و دید و بازدید می پردازند که هیچ اشکالی هم نداره …

بالاخره برای تنوع خوبه …

همون دیدن اقوام نزدیک در روز اول برای روحیه آدم خیلی هم خوبه و برای چند روز آدمو شارژ می کنه …

اما دوستان باید حواستون جمع باشه که خدایی نکرده این استراحت تا روز دوم سال ( یعنی امروز ) ادامه پیدا نکنه …

 

از امروز باید استارت یه تلاش مضاعف در سال جدید رو بزنید و حسابی تلاش کنید تا بتونید از این ایام استفاده حداکثری رو داشته باشید.

اما قرار بود به چند سوال شما درباره دوران نوروز پاسخ بدم و چند نکته را متذکر بشم ( که الان دقیقا میخوام همین کار رو انجام بدم )

 

سوال اول:

در نوروز چگونه به مطالعه درس ها بپردازیم؟

نکته حائز اهمیت در مورد دوران نوروز این است که شما به هیچ وجه نباید از برنامه آزمونتون در دوران نوروز فاصله بگیرید.

آزمون اولتون در این سال که در تاریخ ۷ فروردین برگزار میشه آزمون جمع بندی پایه است که آزمون بسیار مهمیه و حتما باید در اون شرکت کنید.

حتما شما چند وقتی هست که مطالعه برای این آزمون رو شروع کرده اید.

پیشنهادی که میکنم اینه که حتما با توجه به محدودیت زمانی ای که وجود داره درس هاتون رو اولویت بندی کنید

و متناسب با اهمیتی که دارند برای اونها وقت بذارید.

مثلا وقتی میبینید تعداد سوالاتی که از یه مبحث تو کنکور مطرح میشه به نسبت زیاده

و شما هم فاصله زیادی تا به تسلط کامل رسیدن در اون درس ندارید، حتما این مبحث را در اولویت های اولتون قرار بدید.

 

حالا سوال میشه که چجوری متوجه بشم که چقدر و چگونه برای این مباحث وقت بذارم؟

جواب این سوال اینه که شما باید یه سری تست استاندارد از این مبحث پیدا کنید

( که بهتره این تست ها نزدیک به تست های کنکور باشه و بهترتره که از سوال های نشان دار خودتون که قبلا کار کردید هم حتما استفاده کنید)

تست های کتاب نوروز کانون قلم چی رو هم توصیه میکنم که بصورت آزمونی کار کنید …

 

این تست ها رو که کار کردید به یکی از دو نتیجه زیر خواهید رسید :

۱-می بینید که در این مبحث تسلط خوبی دارید و نیازی نیست که وقت زیادی برای این مبحث صرف کنید .

۲- می بینید که تست های مهمی وجود دارند که شما هنوز در آنها به تسلط کافی نرسیده اید.

با این کار میتونید خیلی بهتر برای این مبحث برنامه ریزی کنید و دقیقا برای قسمت هایی که مشکل داشته اید وقت صرف کنید.

 

توصیه اکید میکنم که در مطالعه کردن در دوران نوروز وسواس نداشته باشید.

یعنی اینکه اگر درسنامه های خودتون رو تا اینجا خوب خوندید

واقعا نیازی نیست که مجددا برگردید و مو به مو به مطالعه درسنامه ها بپردازید …

سعی کنید بیشتر تست بزنید و با تست زدن اشکالات خودتون رو متوجه بشید و در مباحثی که احساس نیاز کردید به درسنامه مراجعه کنید.

مراجعه به حاشیه نویسی ها و هایلایت ها کفایت می کنه…

 

سوال دوم:

مسافرت؟

توصیه میکنم که نوروز امسال رو به مسافرت نرید به هیچ وجه .

چون مسافرت حال و هوای آدم رو از درس دور میکنه و وقت زیادی رو از آدم میگیره .

وقتی هم که برگشتید یکی دو روز میخواید خستگی مسافرت رو از تن به در کنید …

که همه این ها کلی وقت از آدم میگیره.

 

توصیه آخر اینکه :

بخورید و بیاشامید اما افراط نکنید!

تکرار سریال های تلویزیون رو ۶۰ بار از شبکه های مختلف میتونید بعد از کنکور ببینید. ( حتی پایتخت ۵ و کلاه قرمزی ! )

دوران الماسی نوروز(قسمت دوم)

 

 

 

دوران الماسی نوروز(قسمت دوم)

مقاله از مهندس حسین فدائی

مشاور کنکور

مدرس ریاضیات تجربی و دیفرانسیل و گسسته

 

 

 

 

The post دوران الماسی نوروز(قسمت دوم) appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

چگونه در ایام عید برنامه ریزی کنیم؟

چگونه در ایام عید برنامه ریزی کنیم؟

چگونه در ایام عید برنامه ریزی کنیم؟

 

سلام…عید رو پیشاپیش تبریک میگم بهتون

همون طور که همتون شنیدید، نوروز رو به عنوان دوران “طلایی” نوروز به کنکوری ها معرفی میکنن!

در حالی که فرصت تو ایام نوروز اون قدری هم که میگن زیاد نیست!!

اما این به این معنی نیست که تو نوروز نمیشه پیشرفت کرد یا فرصتی برای جبران گذشته نیست…

اتفاقا نوروز میتونه سکوی پرشی باشه برای کسی که به درستی برنامه ریزی و مطالعه میکنه…

 

ولی با توجه به این که زمان اون قدری نیست که بشه همه درس ها رو کامل خوند ، باید درس ها رو اولویت بندی کنیم تا بهترین استفاده رو از وقتمون داشته باشیم

 

حالا چطور اولویت بندی کنیم؟

من روشی رو استفاده کردم که به عنوان روش  “بازیابی”  شناخته میشه

تو این روش ، قبل از شروع به مطالعه هر مبحث اول چند تا سوال حل میکنم تا برام روشن شه کدوم قسمت ها رو فراموش کردم یا تسلط ندارم و کدوم قسمت ها رو خوب بلدم

حالا چه تست هایی رو بزنیم؟

من تست های اشتباه،نزده یا حتی تست های درست ولی خوب و نکته دار آزمون های قبلی رو از اون مبحث حل میکردم…

علاوه بر این ها، تست های علامت دار منبع اصلی مون هم منبع خوبی برای این کاره.

 

بعد از حل سوال ها تعیین میکردم که چقدر وقت بذارم برای هر مبحث…

اگه قوی بودم بیشتر سعی میکردم در حد مرور و حداکثر حل چند تا از تست های علامت دارم باشه…

ولی تو مباحث ضعیف تر علاوه بر تست های علامت دار بیشتر تست های جدید و مرور های بیشتر داشتم …

در دوران نوروز سعی کنید حتما مباحثی که مشکل داشتید رو تا جایی که میشه به تسلط برسید !!

 

موفق و موید باشید

عیدتون هم پیشاپیش مبارک

 

 

چگونه در ایام عید برنامه ریزی کنیم؟

مقاله از  علی زارع

The post چگونه در ایام عید برنامه ریزی کنیم؟ appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

تو هم اراده کن

تو هم اراده کن

تو هم اراده کن

سلام … راستش یه چند روزیه که دارم به عید سال گذشته فکر میکنم … خصوصا اولین روزش … دلم می خواست همون دیروز واسه تون بنویسم اما خب ادب ایجاب می کرد که حرف والدین گرامی رو زمین نندازم و امسال دیگه تو عید دیدنی از بزرگای فامیل تو روز اول سال نو ، همراهیشون کنم ! :دی

کاری که سال قبل ازم زیاد ساخته نبود و …. ؛) (البته تا جایی که ازم بر میومد رسم ادب رو به جا آوردم 🙂 )

خلاصه ببخشید اگه دیر شد !

نوروز سال قبل رو خیلی خوب یادمه و مطمئنم هیچ وقت هم از خاطرم نمیره ! روز اول عیدی مثه روزای قبل بیدار شدم و بعد از تبریک عید به بابا و مامان و آبجی ، رفتم نشستم سر درسم !

یه ربع بعد مامانم با تعجب : إإإإإ ! دختر مثلا اول عیده ها ، مگه بهتون نگفته بودن که روز اولو می تونین تعطیل کنین ؟؟!! من خودم با مشاورت صحبت کردم گفت عیبی نداره !

من (شگفت زده !!) : إإإإإ مادر من باز شما رفتی با مشاورم یواشکی حرف زدی هیچی ام بهم نگفتی ؟!! عجباااا ! خب به منم بگین چه حرفایی میزنین مگه چی میشه ؟!

مامانم : ای وای حواسم نبود از دستم در رفت (خنده) . به هر حال گفت اشکالی نداره همه الآن تعطیل کردن ، از فردا باز بشین سر درست ، خلاصه تفریحم واست لازمه دیگه ، همش که نمیشه خودتو تو این اتاق حبس کنی !!( + یه کوچولو غرغر :دی خدا نصیبتون کنه :دی )

من : مامان جون میشه خواهش کنم امروزو رو من هیچ حسابی وا نکنین ؟! من جایی نمی تونم بیام هاااا ! از الآن گفتم که گفته باشم !!

مامانم (شاکی :دی) : نمیای دیگه ؟! دیگه دوست ندارم ! (مامانم هر موقع ازم دلگیر میشه همین جمله رو میگه :دی )

منم واسه اینکه ازم دلگیر نشه بوسیدمشو گفتم : آخ من قربون قهر کردن مامانم بشم ، مامانی جونم امروزو کوتاه بیا قول میدم جبران کنم 🙂

……. خلاصههههههه … سرتونو درد نیارم ، راضیشون کردم و باز نسشستم سر درسم و …

–  ای بابا … پس چرا نمی تونم تمرکز کنم ؟!!! انگاری یه چیزی کمه !!

همش حواسم به هوای بهاریه اون روز بود … هوا خیلیییییییی ناز بود ، دلم می خواست برم لب پنجره اتاقم و با خودم دردودل کنم … آخه من خیلی زود از هر چیزی به وجد میام و اگه چیزی مانع این ذوق و شوقم بشه خیلی ناراحتم می کنه …

دلم بدجوری گرفت … مردم همه خوشن و من باید تو هوای به این قشنگی بشینم گوشه اتاقم و …

خیلی بی انصافیه … بهار با این همه زیباییش اومده و من حتی فرصت نکردم از خدا بابت این موضوع که یک سال دیگه بهم این فرصت رو داد تا بتونم این همه زیبایی طبیعت رو احساس کنم ، تشکر کنم…

دیدم اینجوری نمیشه … من با دیدن اون همه زیبایی و جنب و جوش طبیعت پر از احساس شادابی و تازگی شده بودم و نمی تونستم اون همه حس زندگی رو تو خودم خفه کنم و بیخیال بشینم کنج اتاقم و کتابو جلوم باز کنم و وانمود کنم که نسبت به اومدن بهار زندگیم بی تفاوتم … نمی تونستم …

اون روز صبح برنامه م این بود واسه بار دوم گیاهی دکتر آرام فرو بخونم که وقتی دیدم نمیشه تصمیم گرفتم تو همین کتاب چند سطری بنویسم و با این کار احساساتمو تو اون لحظه بیان کنم تا بلکه بتونم یه کمی خالی شم … گشتم تو کتاب دنبال یه جای خالی که اون آخرای کتاب یه صفحه  پیدا شد و شروع کردم ریییییز نوشتن  …

الآن اون کتاب دست من نیست ، چون تقدیم یکی از دوستای پشت کنکوریه گلم کردم ، واسه همین دقیقا جمله های اون نوشته م خاطرم نیست اما سعی میکنم تو مایه های همون بنویسم  ؛) … پس بریم …

* این است احساسی که اکنون دارم …

آن قدر سرگرم سرگرمی های اجباری (!) خود بودم که آمدنت را از خاطر بردم …

نه … راستش را بخواهی آمدنت یادم بود ، اما سعی کردم بی تفاوت باشم تا مبادا شوق دوباره متولّد شدنت مرا از کتاب و دفترم دور کند !!! ولی … نشد …

به این باور رسیده ام که با احساس تر از آنم که بخواهم رنگ زیبای طبیعت و شوق پرنده ها و آواز بی وقفه ی بلبل ها و نوازش باد و پرتوی زیبای خورشید و عطر حضورت را بی جواب بگذارم …

درست است که دستانم از استقبالی در خور حضور پر برکتت ، کوتاه است ؛ ولی در حدّ توانم که اندکی برتر از ناتوانی ست (!) ، تولّدت را تبریک می گویم …

هر سال که تو می آیی ، وجودم لبریز از حسّ زندگی می شود … تمام دردهایم با زمستان همسفر می شود و تمام خوشی هایم با تو … در بدترین شرایط نیز این لحظه ی تولّد توست که آغوش پدر و مادرم را به رویم می گشاید تا دلگرمی مشکلات رو به رویم باشد … این تویی که با حضورت ، بوم طبیعت را این طور باورنکردنی نقاشی می کنی و رنگ زندگانی به آن می بخشی … تویی که با آمدنت ، انگار تمام ذرّات دنیای اطرافم جشن می گیرند و به وجد می آیند … حتی اکسیژنی که از هوای تو نفس می کشم با اکسیژن روز قبلم فرق دارد … باورت نمی شود ؟! امروز که تو هستی با دیروزم دنیایی تفاوت دارد … برنامه همان است : درس ، درس و درس … اما تفاوتش به عظمت دریای بی کران است … دیروز از آن حسّ زندگی که امروز با آمدنت در خود احساس میکنم ، خبری نبود … دیروز این همه اشتیاق ، شادابی ، طراوت ، اشک شوق ، آواز پرنده ها ، رنگ سبز طبیعت ، خودنمایی خورشید آسمانی مان و نوازش های خواستنیه باد بهاری ، نبود …

دیروز ، امروز نبود … امروز برایم دنیایی ارزشمند است ، چرا که حتی خبر آمدنت هم مملو از شور و اشتیاق است …

خبر داری ؟! امسال خیلی چیز ها را برای خود ممنوع کرده ام … خرید عید ممنوع ! عید دیدنی ممنوع ! حال و هوای عید ممنوع ! گردش و تفریح و مسافرت ممنوع ! به چیزی جز درس و مشق فکر کردن ممنوع ! خواب زیاد ممنوع ! تماشای فیلم و سریال ممنوع ! و…

امسال ، بهار ممنوع ؟!!!!

نه ، نمی شود … چگونه می توانم حضور تو را نادیده بگیرم وقتی لحظه ی آمدنت را ملّتی جشن می گیرند ؟! من هم هستم …

بهار من … آمدی و حال و هوای این روزهایم را عوض کردی … آمدی و رنگ ماتم زده ی غروب دلتنگی های زمستانی ام را عوض کردی … آمدی و با تو زندگی آمد … آمدی و من تاب بی تفاوت بودن را از دست دادم و اکنون لب پنجره ی اتاقم حتی قلم در دستانم آمدنت را جشن گرفته است … آمدی و حالا دیگر مثل دیروز ماتم روزهای آینده را ندارم … آمدی و انگار دوباره متولّد شدم … انگار همه چیز برایم تازگی دارد … حتی برگ هایی از کتاب های کنکوری ام که بارها و بارها تکرارشان کرده ام … آمده ای و همه چیز شیرین و خواستنی ست حتی آن درسی که تا دیروز به شدّت از آن گریزان بودم و به اجبار می خواندمش … آمدی و …

” آمدی و همه چیز خوب است … “

خداوندا … سپاس بابت طرّاحی بی نظیرت … هزاران مرتبه سپاس …

هر چند در این روزهای بهاری دلم مشتاق همان حال و هوای همیشگی ست … همان حال و هوایی که به من اجازه ی استقبالت را میداد … حال و هوای نوروز ، پای سفره ی هفت سین … دید و بازدید ها ، گردش و مسافرت ، چشیدن طعم تعطیلی بعد از چندین ماه مدرسه رفتن ، پیک نوروزی و … .

ولی افسوس که دستانم را بسته است … همان آزمون نامنصفانه ی زندگی اکنونم ، که اجازه ی هر لحظه در حال و هوای تو بودن را از من ربوده … همین جا ، درست در پشت این میله های زندان کنکوری خود حبس شده ام … تلاش نکن که برهانی ام ، این جا پر است از کتاب و دفتر و جزوه و تست و آزمون که نگهبان این میله هایند … این ها را خودم با دستان خودم ساخته ام ، چرا که ایمان دارم حبس الآنم ، آزادی فرداهایم را به ارمغان خواهد آورد و من مشتاقانه در انتظار همین فرداها هستم … هرچند دلم سخت تنگ است برای حال و هوایت … اما با همه ی این محدودیت ها این جا چیزهایی دارم که روشنایی بخش همان جاده ای هستند که در حال پیمودنش هستم …

اینجا ، خدا هست ، خدایی که با پناه بردنم به او ، ترس از فرداهایم را خاک می کنم  … تو هستی ، تویی که حتی از پشت این میله ها، کاملا پیدایی و من بی ریا حسّت می کنم… تویی که رنگ یک زندگی دوباره را به طبیعت وجودم دادی ، از همین جا دستان پر برکتت را می بوسم … پدرم ، مادرم ، دوستان و اطرافیان نزدیکم هستند که وجودشان برایم همیشگی ست که اگر نباشند احساس پوچی می کنم … کتاب و دفتر و جزوه هایم که هر چند گهگداری شکایتشان را به ورق های دفترچه ی صبور خاطرات و دلتنگی هایم می کنم ، ولی دیوانه وار دوستشان دارم و وجودشان را راهنمای مسیر زندگی ام می دانم … کنکور هست که اگرچه گاهی از وجودش گله مند و نا راضی ام ، ولی می دانم . باور کرده ام که رسیدن به آرزوهایم هم اکنون بدون وجود او ، امکان پذیر نیست … این جا همه چیز دارم که اکنون با آمدن تو احساس می کنم بیش از پیش به این داشته هایم افتخار می کنم ، بیش از پیش دوستشان دارم و سخت به آن ها دل بسته ام …

حال و هوای گذشته این جا برایم مجاز نیست ولی …

اراده کرده ام از تمام وجودم برای هدفی که در سر دارم بگذارم و به آن چه که می خواهم ، برسم … سخت اراده کرده ام که هیچ اتفاق خوب و بدی مرا از مسیر اصلی ام منحرف نکند … احساس می کنم بار سنگینی بر شانه دارم که باید به مقصد برسانمش …

با آمدن تو ، فرصتی به من داده شده که نامش را ” دوران طلایی ” گذاشته اند ! اراده کرده ام از لحظه لحظه های این فرصت طلایی ام درست و به جا استفاده کنم تا این گونه محبت تو را بابت این روزهای طلایی ، جبران کنم … قول می دهم از هیچ تلاشی نگذرم که به این حقیقت رسیده ام که از دست دادن این زمان ، کفّاره ی سنگینی دارد ، چرا که پای وجدان خودم در میان است…

بهار من … آمدنت هزاران مرتبه تبریک … امروز قلم در دست گرفتم تا وجودت را سپاسگزار باشم وبه خودم یادآوری کنم که هر چند امسال در این زندان دوست داشتنی خودم محبوسم ولی ، ایمان دارم که سال ۹۱ به بهار ۹۰ افتخار خواهم کرد … چرا که در سختی هاست که انسان می شکفد و هرگاه که توانست در سخت ترین شرایط بر تصمیم و اراده ی خود بایستد ، سر بلند کردن بر او مجاز است …

خداوندا …

یاری ام کن تا نلغزم و سستی نکنم ، چرا که اکنون ، حساس ترین دوران زندگی پر فراز و نشیب من است … یاری ام کن تا این فرصت تکرار نشدنی را با سستی و تنبلی و خستگی های دوران کنکورم از دست ندهم … ایمان دارم که این روزهای بهاری با تلاش های بی وقفه ی من برایم شیرین تر خواهد بود و وجدان بی قرار مرا هر روز آرام و آرام تر خواهد کرد … پس ایمانم را قوی تر کن …

***************************************

* دوست کنکوری من … باور کن که اکنون که زمان در اختیار توست وقت جنبش است … چندیست که گرد و خاک روحت را پژمرده ست … خستگی را بتکان و بی وقفه و عاشقانه به سوی هدفت حرکت کن و  ایمان بیاور که پیروزی از آن توست …

پ.ن : این جا  هوا به شدّت عطر زندگی می دهد … آن جا چطور ؟!

دوستدار همیشگی  شما … الهام ظفری

The post تو هم اراده کن appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

کنکورآباد(قسمت سوم)

کنکورآباد(قسمت سوم)

کنکورآباد(قسمت سوم)

سلام !

در چه حالید رفقا ؟

قول و قرارمان یادتان هست ؟

به هدفتان فکر کردید؟

قرار گذاشته بودیم که به هدفتان از کنکور دادن فکر کنید .

امیدوارم این مهم را انجام داده باشید .

آن چه در کنکور اهمیت بیشتری دارد قدرت تحلیل است ! نه اینکه خلاقیت بی تاثیر باشد ، نه !

اما آن هایی که قدرت تحلیل بالایی دارند سریع تر و بهتر می توانند تست ها و سوالات را بررسی و تحلیل کرده و پاسخ سوال را بیابند.

اصولا این که معلم ها و مشاورانتان اصرار دارند که مرتب تست بزنید و مساله حل کنید و … همه و همه به بالا بردن قدرت تحلیل شما مربوط است ؛

در این میان آن هایی که در مقایسه با دیگران با انگیزه و اشتیاق بیشتری تست ها و سوالات و مسایل را بررسی می کنند کم کم در حل مسایل به یک

نوع خلاقیت هم می رسند .

هر چند باز هم باید تکرار کنم که آن چه مهم تر است تحلیل است نه خلاقیت !

و اصولا اغلب سوالات کنکور مشابه سوالات سال های گذشته است

( منظورم روند طرح و حل سوالات است نه این که خود سوال عینا تکرار شود ! )

و تعداد کمی سوال خاص پیدا می کنید که خیلی پیچیده و جدید باشند و نیاز به خلاقیت داشته باشند !

من کسی را می شناسم که نمره ی ریاضی ( حساب دیفرانسیل ) دوره ی پیش دانشگاهی اش ۱۰ و نیم بوده (!)

اما همین شخص ، چنان توانایی های تحلیلی خودش را بارور کرد که اکنون دانشجوی دکتری مهندسی است

و تازه برای کنکور کارشناسی ارشد دو تا کتاب ریاضی نوشته (!) ؛

به نظر شما این عجیب نیست ؟ حتما می گویید چرا هست !

اما من می گویم نخیر نیست !!

اصلا هم عجیب نیست ! بگذارید طور دیگری بگویم .

فرض کنید شما از رانندگی کردن هیچ نمی دانید.

آن وقت شما را بردارند و بگذارند درون یک ماشین کورسی و بگویند باید در مسابقات فرمول یک شرکت کنید !

به نظرتان چه اتفاقی خواهد افتاد ؟!

مسلما افتضاح می کنید !!

تعجبی هم ندارد چرا که اصلا رانندگی بلد نیستید ( یا حداکثر در حد یک راننده ی معمولی می توانید دنده عوض کنید )

آن وقت چطور می توان انتظار داشت که در یک مسابقه ی فرمول یک شرکت کنید و تازه نتیجه هم بگیرید ؟!

حالا رانندگی کردن و مسابقه را با درس خواندن و کنکور مقایسه کنید .

اگر شما ندانید چطور باید از مغزتان استفاده کنید ، حافظه تان را چگونه فعال کنید ، چگونه قدرت تحلیل و خلاقیت تان را بالا ببرید و این که به چه روشی

تحلیل کنید ، و …

آن وقت چطور انتظار دارید در مسابقه ی مهمی مثل کنکور

( که در آن سرعت استفاده از تحلیل ، حساب و کتاب ، حافظه و … چیزی شبیه به سرعت لازم در یک مسابقه ی فرمول یک است ) موفق شوید ؟!

آیا دستگاهی پیچیده تر از مغز آدمی می شناسید ؟

بنابراین به نظرتان کار کردن با این دستگاه پیچیده نیاز به آگاهی و شناخت آن ندارد ؟

باور کنید که اگر بدانید با شناخت قدرت تحلیل و خلاقیت تان و درک روش برخورد با ذهنیات و حافظه تان چقدر متحول خواهید شد امکان

دارد ( از شدت تعجب و هیجان ) نابود شوید !

حداقل شاخ در میاورید !!

اگر نه ، لااقل یک سکته ی خفیف ( دور از جانتان ، دور از جانتان ) تجربه خواهید کرد !

وقتی به شما گفته می شود قبل از رفتن به کلاس ، درسی را که قرار است داده شود ، یک بار خودت مطالعه کن ؛

وقتی به شما گفته می شود همان روزی که یک درس را سر کلاس یاد گرفتی ، چند ساعت بعد مرور کن … فردایش دوباره مرور کن … یک هفته بعد

دوباره مرور کن … دو هفته بعد دوباره مرور کن … ، حتما دلیلی دارد !

الکی که نمی گویند !! کسی هم قصد سر کار گذاشتن شما را ندارد ! مطمئن باشید .

تازه این یک نمونه ی کوچک از روش بارور کردن حافظه است.

در مورد تحلیل و خلاقیت چیز هایی است که باید بدانید .

این جا فضا در حدی نیست که من هه چیز را برایتان بگویم ! هر چند در آینده به این مسایل اشاره خواهم کرد اما بهتر است بروید و از بزرگ تر ها ، معلم

ها و مشاورانتان بپرسید !

خوشبختانه در مملکت ما معلم ها و مشاوران کار درست تعدادشان کم نیست ؛ به خصوص در زمینه ی کنکور .

همه ی این ( جسارتا ) روده درازی ها را کردم تا بگویم چرا این قدر اصرار دارم هدفتان را مشخص کنید !

انسان بی هدف ، انسانی ساکن است . اگر بی هدف باشید مهم ترین فاکتور در بارور کردن قدرت ذهنی تان را از دست خواهید داد .

تازه این همه ی ماجرا نیست .

برای اینکه یک سال پیاپی و مستمر را با انگیزه و مشتاق درس بخوانید و از طولانی شدن درس خواندن و مطالعه خدای ناکرده خسته نشوید،

نیاز به هدف دارید تا به شما انرژی بدهد .

شک نکنید که بدون هدف درست و روشن و واضح ، انرژی تان – به خصوص در طول یک سال – تحلیل خواهد رفت و این خبر خوبی نیست !

خب ! برای اینکه در یک دانشگاه خوب قبول شوید لازم است قبل از هر چیز شخصیت لازم را داشته باشید

( منظورم شخصیت علمی است ) ؛

این یعنی چه ؟

یعنی اینکه قبل از هر چیز باید به شخصیت درس خوان و با شعور خودتان افتخار کنید !

قرار نیست هر کسی که برای رسیدن به هدفش خوب و مداوم و با پشتکار درس می خواند ” چیزخوان ” محسوب شود !!

” چیزخوان ” چیز دیگری است که بعدا سر فرصت مناسب خواهم گفت.

اما آن چه که الان می خواهم بگویم و برایم خیلی خیلی خیلی مهم است ، این که باید به شخصیت درس خوان و با انگیزه ی خودتان افتخار کنید .

از نظر من کسی که دلش می خواهد کنکور بدهد ، رتبه ی خوب بیاورد ، دانشگاه خوب قبول شود و …

اما به درس خواندن خود افتخار نکند و آن را جدی نگیرد ، نه تنها پخته نیست بلکه عملا در کودکی خود باقی مانده و هنوز بزرگ نشده است

( ببخشید که این طوری می گویم ؛ چاره ای نیست ! اگر به این شکل نگویم به رگ غیرت بعضی ها بر نمی خورد )

تا دفعه ی بعد که با هم به حرف خواهیم نشست دلم می خواهد :

روش های بارور کردن قدرت تحلیل و خلاقیت تان را پیدا کنید ( از بزرگ تر ها و مشاورتان بپرسید )

هدف تان از کنکور شامل رتبه ، رشته ، دانشگاه را دقیق مشخص کنید و بچسبانید به در و دیوار اتاق تان تا بدانید برای چه قرار است امسال این همه

درس بخوانید !

احساس غرور و افتخار را در خودتان پیدا کرده و بارور کنید

( باور کنید من به پختگی و شخصیت شما افتخار می کنم ؛ شمایی که به خاطر هدف و آینده تان قید بسیاری از تفریحات و شیطنت ها را می زنید و در

مقابل بی برنامگی ها با قدرت می ایستید )

تست نما !

۱) یک برنامه ی خوب چه خصوصیاتی دارد ؟

الف) آن قدر سنگین و غیر واقع بینانه باشد که حتی نصفش را نرسیم که انجام بدهیم !

ب) آن قدر سبک باشد که میزان مطالعه مان از بچه های مهد کودکی هم کم تر باشد !

پ) به طور کلی بدهیم دست معلم یا مشاورمان و بگوییم ” این ریش و این قیچی ” !

ت) بر اساس توانمندی هایی که در خودمان سراغ داریم شخصا آن را طراحی کنیم .

جواب : گزینه ی “ت” ! مسلما باید برنامه تان را خودتان با توجه به شناختی که از خود دارید طراحی کنید و در این راه از نظرات مشاور استفاده کنید .

قطعا سه گزینه ی نخست با عقل سلیم جور درنمی آید اما اگر با عقل و منطق شما اختلاف ندارد باید بیایید  زحمت بکشید مرا هم توجیه کنید !

۲) ساعت مطالعه مان باید چه مقدار باشد ؟

الف) آنقدر زیاد باشد که بترکیم !! خواب و استراحت هم تعطیل ! همه اش یک سال است دیگر !

ب) آن قدر کم باشد که از بقال سر کوچه مان هم کم تر مطالعه کنیم و در عوض حوالی میادین و خیابان های باحال شهر مان گشتی بزنیم ! این طوری

می توانیم شب ها خواب یک رتبه ی خوب ببینیم !

پ) هرچقدر “فلانی” گفت ( به جای “فلانی” هر اسمی که دوست دارید بگذارید ! )

ت) باید بر اساس توانمندی های ما باشد .

جواب : گزینه ی آخر !

واضح است که میزان ساعت مطالعه تان باید بر اساس توانمندی هایتان باشد.

مثلا اگر تا دیروز ۳ ساعت ( روزانه ) درس می خواندید یکهو و به شکل انتحاری آن را به ۳۰ ساعت تبدیل نکنید !!

بهتر است هفته ی اول همان ۳ ساعت را مطالعه کنید ، هفته ی بعد ۴ ساعت ، هفته ی بعد تر ۵ ساعت و … تا به چیزی حدود ۸ تا ۱۰ ساعت برسید

( برای بعضی ها کم تر و برای بعضی ها بیشتر – دلیل دارد ها ! ) .

این را حتما شنیده اید که فرموده اند : ” رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود “

بار ها گفته ام که کنکور یک جور مدیریت است ( نه فقط درس و کلاس و تست ! )

آیا می دانید جای مدیران عجول ( کسانی که با عجله و بدون برنامه عمل می کنن ) کجاست ؟  … ( لطفا جای خالی را پر کنید ! )

۳) چند ساعت را باید کلاس برویم و چند ساعت را خودمان درس بخوانیم ؟

الف) مهم نیست ؛ چرا که کلاس رفتن هیچ فرقی با اینکه خودمان در خلوت درس بخوانیم ندارد !

ب) باید در به در این کلاس و آن کلاس باشیم چون خیلی ها همین کار را می کنند ! بنابراین نفس ” کلاس رفتن ” مهم است !

پ) روزانه ۲۴ ساعت کلاس برویم و بنابراین لزومی ندارد بخوابیم ، غذا بخوریم و کمی هم با کتاب ها و جزوات مان خلوت کنیم !

ت) حداقل دو برابر زمانی که صرف کلاس رفتن می کنیم باید خودمان درس بخوانیم . خیلی راحت کتاب و جزوه مان را باز کنیم و بدون جار و جنجال (!)

مطالبی را که در آن ها گفته شده ، بخوانیم !

جواب : گزینه ی “ت” !

پاسخ تشریحی : ندارد !

توضیح اضافی : به علت سطخ بالای این سوالات و پیچیدگی بیش از حد آن ها از شما خواهش می کنم این تست ها را چند بار مرور کنید تا پاسخ آن

ها را خدای ناکرده فراموش نکنید .

آخر جواب این موارد خیلی فرار است !!

و دو روز بعد ممکن است پاسخ درست را فراموش کرده و ( دور از جانتان ، دور از پایتان ، دور از راهتان ) رفتار نادرستی در پیش بگیرید.

کنکورآباد(قسمت سوم)

کنکورآباد(قسمت سوم)

به قلم “ن. عسگری”

 

برای مشاهده کنکورآباد(قسمت دوم) کلیک کنید

برای مشاهده کنکورآباد(قسمت اول) کلیک کنید

The post کنکورآباد(قسمت سوم) appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

رستگاری در دقیقه پایانی

رستگاری در دقیقه پایانی

رستگاری در دقیقه پایانی

(ویدیو لحظات پایانی این مسابقه در پایین همین صفحه قرار داده شده است)

سلام.

امروز یکمین سال حماسه نیوکمپه.

حماسه ای که تیم بزرگ بارسلونا در سال ۲۰۱۷ رقم زد و باعث شد این بازی سال های سال تو ذهن همه هوادارای فوتبال باقی بمونه.

پارسال توی چنین روزی بارسلونا در حالی پا به زمین مسابقه با پاریسن ژرمن گذاشت که توی بازی رفت ۴ هیچ از این تیم باخته بود.

یه باخت نا امید کننده …

اونا برای راهیابی به مرحله بعد لیگ قهرمانان باید حداقل ۵ گل به این تیم چغر و بد بدن پاریسی می زدن …

خیلی کار سختیه. قبول دارید؟

اما اونا اومده بودن که حتما این کار رو انجام بدن … بارسایی ها به چیزی جز صعود فکر نمی کردن … اینو از چشماشون میشد دید …

بازی که شروع شد اوضاع داشت خوب پیش می رفت … بارسا تونست سه گل به ثمر برسونه …

اما این برای صعود اونا کافی نبود.

بازی داشت به دقایق پایانی خودش نزدیک میشد و بارسا داشت برای زدن گل چهارم تلاش میکرد.

اما اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد …

“کاوانی” دروازه بارسلون رو باز کرد…

این مثل آب سردی بود که بر پیکر تیم بارسلونا ریخته شد.

خوش بین ترین هوادارانشون هم دیگه فکرشو نمی کردن که بتونن صعود کنن.

حتی شاید بعضی از بازیکنان بارسا هم دیگه نا امید شده بودن.

چون اونا برای صعود حداقل به ۳ گل نیاز داشتند و کمتر از ۱۰ دقیقه به پایان بازی زمان باقی مونده بود…

اما اون وسط پسری بود که یجور دیگه فکر میکرد …

پسری به اسم  ” نیمار

اون اومده بود که خودشو در تاریخ جاودانه کنه …

اومده بود کاری رو انجام بده که همه می گفتن غیر ممکنه …

اومده بود یه تنه یه تیمو پیروز کنه و دل هزاران هزار آدم رو شاد کنه …

چه اهداف قشنگی …

چه بار سنگینی …

اما اون برای انجام این غیر ممکن عزمشو جزم کرده بود …

اون میخواست این کار رو انجام بده …

پس کائنات هم باهاش همراهی کردن …

چند دقیقه ای که از گل پاریس گذشت ، نیمار تونست با یه ضربه کاشته گل چهارم بارسا رو به ثمر برسونه…

یکی دو دقیقه بعد اون تونست یه گل دیگه هم بزنه… این بار از روی نقطه پنالتی …

بازی ۵ بر ۱ بود …. بارسلونا برده بود . اما این برای صعود اونا کافی نبود …

نیمار برزیلی هنوز ماموریتش رو انجام نداده بود … تیمش به یه گل دیگه نیاز داشت …

دقیقه آخر وقت های تلف شده هم داشت سپری می شد که …

“نیمار” یه پاس فوق العاده برای “سرخی روبرتو ” فرستاد و اون تونست گل ۶ ام بارسا رو به ثمر برسونه …

چه شبی بود …

چی شد تو این بازی …

چیه این فوتبال اصلا …

بارسا ۶

پاریسن ژرمن ۱

بلیت مرحله بعد لیگ قهرمانان به اسم بارسلونا صادر شد و اونا تونستن به رستگاری برسند

 

رستگاری در دقیقه پایانی 

 

چرا اونا تونستن پیروز بشن ؟

چون یه نفر اونجا بود که تا دقیقه آخر نا امید نشد … این یه نفر تونست امید رو به یه تیم و به یه ملت هدیه بده …

 

دوست کنکوری من ،

بله، با خود شما هستم که داری این متن رو میخونی …

فکر میکنم گرفتی چی میخوای بگم …

هنوز تا پایان بازی خیلی فرصت مونده …

به همه نشون بده که تو میتونی …

امید رو هدیه بده و با پیروزیت همه رو خوشحال کن …

امیدوارم که موفق باشی

 

( در حاشیه : پس از پایان فصل، نیمار جونیور با رقمی سرسام آور بزرگترین انتقال تاریخ فوتبال را رقم زد و به عنوان گران قیمت ترین بازیکن تاریخ به تیم پاریسن ژرمن پیوست … پایان باز …)

 

 

مقاله از مهندس حسین فدایی

مشاور کنکور

مدرس ریاضیات کنکور

 

 


The post رستگاری در دقیقه پایانی appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

دوران الماسی نوروز

دوران الماسی نوروز

دوران الماسی نوروز

سلام.

یکم پیش خودم فکر کردم که چه چیز گرونبهایی داریم که حتی از طلا هم گرون تر باشه ( حتی الان که قیمت طلا حسابی رفته بالا ) ؟؟؟؟

اولین چیزی که به ذهنم رسید الماس بود … (همون گرافیت خودمون با یه ساختار کریستالی منظم )

بله دوستان. الماس ( البته از نوع مرغوبش ) از طلا هم گرانبها تره . چرا ؟

یکی از دلایلش اینه که خب خیلی ساختار زیبا و منظمی داره …

اما دلیل مهم تر از اون ، اینه که الماس خیییلی کمیابه

چیزی که کم یاب باشه مسلما قیمتش میره بالا…

 

حالا میخوام از همین الماس استفاده کنم و برای شما در مورد یکی از مهم ترین دوران زندگیتون چند جمله بنویسم …

فکر کنم خودتون متوجه منظورم شدید . درسته؟

بله دقیقا منظورم دوران نوروزه.

“دوران الماسی نوروز”

حالا چرا الماسی؟

خب برای این که تو کل طول زندگی آدم شاید خیلی کم پیش بیاد که بعضی روز ها انقدر مهم باشه ( که دوران نوروز شما کنکوری ها هست ). می پرسید چرا؟

به چند دلیل :

 

یک :

بالاخره نوروز مصادف با شروع یه سال جدید در زندگی یه انسانه … سالی که برای شما کنکوریا میتونه به بهترین سال زندگیتون تبدیل بشه ( ان شا الله ) … و به قول معروف:

 

“سالی که نکوست از دوران نوروزش پیداست…”

 

پس خیلی مهمه که این سال جدید رو خوب شروع کنید . نه … خوب کمه … خیلی مهمه که خییییلی خوب شروع کنید. خیییییلی خیییییلی خوب.

تا این شروع خیییلی خوب وصل بشه به یه کنکور خییییلی خوب تر که توی تیر ماه براتون رقم میخوره.

 

دو:

دوران نوروز برای افرادی که آزمون آزمایشی شرکت می کنند یه ویژگی خاص داره. و اون اینه که تو این دوران شما باید در دو تا آزمون خیلی مهم شرکت کنید:

 

“جمع بندی پیش ۱″

و

“جمع بندی پایه”

 

خب خودتون خیلی خوب از اهمیت این دو تا آزمون اطلاع دارید … این آزمون ها آخرین مرور جدی شما برای مباحث پیش ۱ و پایه خواهند بود . مروری که اگر خوب انجام بشه بلا شک سکوی پرتاب بزرگی برای شما خواهد بود. سکویی که شما را به سمت اهداف و آرزو های تحصیلی تون نزدیک میکنه …. خییییلی نزدیک …

 

سه:

شما تو دوران نوروز مدرسه نمیرید ( البته خود من در سال کنکورم ، در ایام نوروز به مدرسه رفتم چند روز . چون که مدرسه ما کمپ نوروزی بود و من رفتم تا از امکانات استفاده کنم و درگیر دید و بازدید و اینجور

مسائل عید نوروز نباشم.)

این مدرسه نرفتن یه فرصت خیلی بزرگ برای شما ایجاد می کنه که بتونید تو این ایام ، ساعت مطالعتون رو حسابی ببرید بالا و حسابی بترکونید.

 

ان شا الله در مطالب بعدی موارد دیگه رو خدمتتون توضیح میدم … مواردی مثل :

 

در دوران نوروز چه کنیم و چه نکنیم ؟ چه بخوانیم و چه نخوانیم ؟

چکار کنیم تا از دوران نوروز بهترین استفاده را بکنیم؟

برنامه مطالعاتی نوروزمان چگونه باشد؟

مسافرت ؟

دید و بازدید؟

 

اما فعلا به عنوان یه پیش درآمد خواستم یه تلنگری بزنم تا به اهمیت این دوران از زندگیتون بیشتر پی ببرید و حواستون باشه که به هیچ وجه از دستش ندید …

 

نکته آخر : ارزش روز های باقیمونده خیلی بیشتر از روز های از دست رفته است …  پس هیچ موقع نا امید نشید که نا امیدی بزرگترین گناهه …

 

شما را تا مطلب بعدی به خدا می سپارم.

خدانگهدار

 

دوران الماسی نوروز

مقاله از مهندس حسین فدایی

مشاور کنکور

مدرس ریاضیات تجربی

مدرس دیفرانسیل و گسسته 

The post دوران الماسی نوروز appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

روش های تست زنی هوشمندانه

روش های تست زنی هوشمندانه

روش های تست زنی هوشمندانه

 

بسیاری از داوطلبان کنکور سراسری براین باورند که

کسب نمره خام ممتاز ( بدین معنا که نسبت به داوطلبان مصمم آزمون نمره خام و در نهایت تراز بهتری کسب کنیم)

امری است که تنها و تنها !!! اطلاعات علمی داوطلبان در آن دخیل است.

در صورتی که در کنکور و یا شاید هر چالشی در زندگی

( که اغلب در این مواقع ذهن انسان به ناچار دنبال راهکار میگردد) مهمترین عامل

“تدبیر و قدرت مدیریت فرد”

بر روی چالش به وجود آمده میباشد.

چالش در فرهنگ عمومی ما دارای بار معنایی عموما مثبتی نیست،

در حالیکه تجربه ها حاکی از تفکر و ابداع به هنگام بروز محدودیت ها ست.

مهم ترین مسئله چالش برانگیز به هنگام آزمون سراسری مسئله مدیریت زمان میباشد، نه اطلاعات علمی.

بدین مفهوم که داوطلب به هنگام لزوم و با نوعی تشخیص (که حاصل تسلط بالایش بر مطالب می باشد)

زمان داده شده را بین دروس تقسیم می نماید.

موضوعی که توسط بسیاری از داوطلبان نادیده گرفته می شود. به چه معنا؟

به این صورت که همواره سعی ما بر تخصیص زمان داده شده بر روی سوالات به هر درس است.

مسئله را با بیان یک مثال روشن تر میکنم:

در کنکور سراسری سال ۱۳۸۴ یقینا از لحاظ سطح دشواری ،سوالات درس فیزیک گروه ریاضی و فنی، دشوارترین درس تخصصی به حساب می آمد.

میدانیم در صورت پاسخ صحیح به هر سوال فیزیک به میزان ۲٫۲۲% به نمره خام خود میفزاییم.

در سال ۸۴ سوالات درس شیمی نسبت به سالهای ماقبل بسیار ساده تر طراحی شده بودند.

به هنگام درگیری با این چالش ( سختی بیش از حد سوالات فیزیک پس از پاسخگویی به سوالات ریاضی که اغلب داوطلبان کنکور در این هنگام دچار

خستگی مفرط می شوند)،

فردی که دارای توانایی مدیریت زمان باشد، سعی بر سنجش سطح سوالات شیمی و اختصاص بخش کوچکی از زمان حل آن ها به درس فیزیک میکند.

لذا بدون اتلاف وقت بلافاصله پس از ریاضی به سراغ شیمی می رود

که این امر دو فایده بسیار مهم دارد:

۱- عدم وجود هراس ناشی از پاسخ ندادن به سوالات شیمی به هنگام حل سوالات فیزیک

۲- عدم اتلاف بیش از اندازه وقت (که موجب بازماندن از سوالات ساده درس شیمی و در نهایت افت تراز شدید به علت پایین بودن نمره خام یک درس با

سطح سوالات ساده می شود.).

پس داوطلب همواره در آزمون های آزمایشی مانند یک مدیر مهارت مدیریت زمان را تجربه می کند.

مهمترین مهارت بعدی، مهارت شناخت سوال است.

به جرئت می توان بیان نمود که همواره موفق ترین افراد در آزمون ها، افرادی هستند که خوب درک نموده اند که:

 

” به چه سوالی پاسخ دهیم؟،

به چه سوال فکر کنیم ولی در برگشت پاسخ دهیم؟

و مهمتر از همه در مورد چه سوالی اصلا فکر نکنیم؟”

 

این دسته از افراد حداقل سه دسته از انواع سوالات ذکر شده در بالا را خوب می شناسند

( البته به علت سطح تسلط بسیار بالا و نه صرفا بالا بودن کمی ساعت مطالعه)

و به صورت همزمان از تکنیک مدیریت زمان بهره می برند.

باز هم این موضوع را با مثالی ازکنکور سراسری ۸۴ درس فیزیک روشن تر میکنیم.

(لازم است بدانید که موسسات آموزشی کنکور بسیار کم بر روی این جنبه عمل می کنند).

در سال ۸۴ نمره خام ۵۰% در درس فیزیک ،نمره خام مناسبی نسبت به سطح کلی داوطلبان مصمم محسوب می شد.

(لازم به ذکر است که در سطح کشور در آن سال بالاترین نمره خام در حدود ۹۰% بود).

از ۴۵ سوال فیزیک در صورتی که به ۲۳ سوال پاسخ درست دهیم و به ۲۲ سوال دیگر پاسخ نداده و حتی در حالت ایده آل فکر هم نکنیم!!!

یعنی کمتر از ذهن خود کار بکشیم،

در حدود ۲۸ دقیقه زمان ذخیره کنیم و به درصدی درحدود ۵۱% دست پیدا کنیم

و از همه مهمتر

از یک چالش ،فرصتی برای افزایش بسیار زیاد نمره خام آن درس و ذخیره نمودن زمان برای سایر دروس بسازیم.

 

اما مهمترین عامل ایجاد چنین شرایطی (یعنی پاسخ درست به تقریبا تمام سوالات انتخابی)

درک درست سوال و تسلط بر روی سوالات مشابه است.

هم اکنون حالتی را تصور نمایید که فردی از ۴۵ سوال فقط ۵ سوال را بی نصیب از نظر خود گذاشته!!!

و در این بین به ۱۵ سوال پاسخ اشتباه داده است. نمره خام چنین فردی برابراست با ۴۴%!!!

یعنی هم وقت بیشتری هدر داده و هم اینکه نمره خام کمتری کسب کرده و مهمتر از همه این که:

 

ذهن خود را بسیار درگیر نموده است.

امیدوارم با درک کامل این دو مثال، به اهمیت بسیار بالای دو مهارت ذکر شده و روش های تست زنی هوشمندانه پی برده و همواره استفاده نمایید.

 

موفق و پیروز باشید.

 

روش های تست زنی هوشمندانه

The post روش های تست زنی هوشمندانه appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

کنکورآباد(قسمت دوم)

کنکورآباد(قسمت دوم)

کنکورآباد(قسمت دوم)

با کلیک بر روی این متن می توانید قسمت اول “کنکور آباد” را مشاهده کنید

سلام !

کنکورآباد(قسمت دوم) را می خوانید :

در همین حد در مورد آنچه در قسمت اول کنکور آباد آوردیم بگویم که:

کنکور آزمون اطلاعات نیست ،

آزمون مدیریت است ! مدیریت افکار ، اطلاعات و حافظه ، و احساسات ؛

این نکته ی مهمی است که خیلی ها به آن توجه نکرده و بنابراین روی آن کار نمی کنند ؛

متأسفانه این وسط گاهی هم مشاوران و بزرگ ترهایی پیدا می شوند که علاوه بر اطلاعات درسی ،

هزار و یک جور اطلاعات اضافی دیگر در مورد تراز و معدل و … را فرو می کنند توی مخ کنکوری جماعت !

اجازه بدهید همین جا خلاصه وار برایتان بگویم که تنها اطلاعاتی که باید در مورد آن احساس داشته باشید و برایشان وقت بگذارید،

اطلاعات درسی ، برنامه ریزی ، بالا بردن راندمان حافظه و از این جور چیزهاست و بس !

کنکوری موفق کسی است که حافظه اش را با مواردی مثل تراز فلان دانشگاه و بخشنامه های فلان جا و اخبار این چنینی اشغال نمی کند ،

بلکه وقتش که شد از بزرگ ترش ، معلمش و یا مشاورش در این مورد کمک می گیرد .

بگذارید یک ماجرای طنز در این مورد از انشتین برایتان بگویم ؛

می گویند شخصی از انشتین شماره تلفنش را پرسید ؛

انشتین هم دستش را کرد توی جیبش و از روی یک نوشته ، شماره اش را خواند ؛

طرف هم در کمال تعجب گفت جناب انشتین ، مگر شما شماره ی خودتان را حفظ نیستید که آن را از روی کاغذ می خوانید ؟!

انشتین هم در جواب به آن شخص گفته بود که ” ای آقا ! حافظه ی من جایی برای این اطلاعات اضافی ندارد !! “

واضح است که این حکایت ، طنز است اما نکته ی ظریفی در خود دارد و آن اهمیت اطلاعاتی است که به ذهن می سپاریم ؛

بنابراین حواستان باشد : لطفا ، برای هر چیزی وقت نگذارید ، اصلا مگر بیکارید که همه چیز را بدانید و حفظ کنید ؟!

در این مورد در آینده گفتنی ها دارم با شما !

اجازه بدهید یک نکته راجع به تعیین نقش جایگاه خانواده و اطرافیان ، خلاصه وار و در حد باز گذاشتن بحث برای آینده برایتان بگویم !

پدر و مادر با توجه به همه مشغله فکری که دارند به اندازه ی محدود می توانند به شما نزدیک شوند و فشار کار را احساس کنند .

بقیه اطرافیان و فک و فامیل و دوست و آشنا که دیگر حسابشان مشخص است .

این وسط شمایید و خودتان و کنکور ! در این راه یکه و تنهایید .

درست مثل دوچرخه سواری که یک مسیر را رکاب می زند .

بقیه فقط می توانند به عنوان مربی ، راهنما ، تدارکاتچی و تماشاگر در این رویداد شرکت کنند

اما در نهایت رکاب را باید خود دوچرخه سوار بزند !

خیلی ها فکر می کنند اگر کتاب های کنکوری خوب و به تعداد زیاد مهیا کنند ،

شرایط شرکت در کلاس ها و آزمون های آزمایشی معتبر کنکور را فراهم کنند

و در واقع ” ال کنند و بل کنند ” همه ی شرایط برای موفقیت حاصل شده است !!

این ساده لوحانه ترین نوع تفکر و بینش است که یک ” کنکوری ” یا پدر و مادر وی ممکن است به آن دچار شوند !

این مانند آن است که بگوییم با فراهم شدن یک دوچرخه ی خوب ، تغذیه ی مناسب و تشویق کافی ، شرایط برای اول شدن یک دوچرخه سوار کاملا مهیاست !!

قطعا با من هم عقیده اید که این طور نیست ؛

به هیچ وجه !

آن چه در نهایت امر تعیین کننده است میزان تمرین ، آمادگی ، پشتکار و استقامت دوچرخه سوار در ” رکاب زدن ” است .

در مورد کنکور آن چه تعیین کننده است پشتکار و استقامت و برخی دیگر از موارد در ” درس خواندن ” است

نه امکانات آن چنانی !

بهترین دلیل بر این مدعا ، رتبه های تاپ کنکور های گذشته است ؛

فکر می کنید چند درصد از رتبه های برتر را دانش آموزان طبقه ی متوسط رو به پایین در اختیار دارند ؟

بروید تحقیق کنید تا دستتان بیاید که داشتن امکانات ، همه چیز نیست !

بنابراین مهم ترین فاکتور موفقیت ” درس خواندن ”  و دانستن  ” چگونه درس خواندن ”  است ؛

بقیه ی شرایط و امکانات مکمل آن هستند . خواندن درس شرایط خود را دارد که در آینده در مورد آن حرف خواهیم زد .

” اما آخر من نوجوان با این همه انرژی ( و بلوغی که یقه ی مرا در این شرایط گرفته !!! ) چطور آرام بنشینم و درس بخوانم ؟! انرژی ام اجازه نمی دهد ! هیجانم نمی گذارد … !! “

اینجاست که مشکل ( خدای نا کرده ) شروع می شود .

جنگ درونی ! کشمکش میان افکار ، تخیلات ، انرژی ها و حرارت های جوانی در یک طرف و سکون ، سکوت ، حوصله ، صبر و درس در طرف دیگر !

جنگ درونی و عدم تمرکز از همین جا شروع می شود .

آخر می دانید (؟) ، این دردسر ( سال کنکور را می گویم ) یکهو اتفاق می افتد ، خیلی یکهو !

قبلا گفتم که “کنکور” آزمون اطلاعات نیست ، بلکه آزمون مدیریت است .

مدیریت درون ؛ مدیریت افکار و احساسات !

” حالا هر چقدر هم که مجلات و مشاوران کنکوری قیل و قال کنند که تراز این است و رتبه آن است

و برنامه ی خوب این است و کلاس خوب آن است و چه و چه ، توی کت من نوجوان نخواهد رفت ! “

با این عدم تمرکز و تنهایی چه کنیم ؟

چگون درس خواندن را شیرین کنیم ؟!!!

برای پاسخ دادن به این سوالات و هم فکری کردن و مشورت کردن و برنامه ریزی کردن

و بطور کلی همه ی چیزهایی که کنکور را از حالت عذاب خارج کرده و آن را به یک پروژه ی علمی

( شاید یکی از بزرگ ترین و شیرین ترین پروژه های زندگیتان ) تبدیل کند ،

با اهالی ” تک رقمیا ” قرار گذاشتیم  که همه ی بر و بچه های کنکوری را در یک محله جمع کنیم ، اسم آن را هم گذاشتیم ” کنکورآباد ” !

دوستانتان را هم خبر کنید ! این جا برای همه ی بچه های پر شور و پر انرژی و متفاوت ، و البته با شعور ، جا هست !!

حالا به موقع حرف های شما را هم قاطی بحث خواهیم کرد تا یک وقت فکر نکنید این جا حرف اول و آخر را ما می زنیم

( حالا گیرم حرف اول را ما بزنیم ، حرف آخر را که قطعا شما خواهید زد ! آن هم در کنکور !! )

این جا خبری از نصیحت های کلیشه ای مثل

” پسرم ! پشتکار داشته باش ”  یا  “دخترم ! پاسخ تلاش پیروزی است “

یا هزار و یک جور دیگر از این حرف های (هر چند مهم اما) شعاری و غیر کاربردی نخواهد بود .

آمار و اطلاعات کنکوری مثل تأثیر تراز و سهمیه ی سال سوم و تأثیر معدل و از این دست اطلاعات به درد نخور

( به درد نخور برای دوره ی یک ساله ی کنکور ) هم در “کنکورآباد ” جایی ندارد .

کنکورآباد(قسمت دوم)

در  “کنکورآباد”  صحبت از این خواهد بود که :

” با حاشیه های یک سال کنکور چه کنیم ” ،

” با تنهایی مان چه کنبم ” ،

” آیا می توان با درس خواندن حال کرد ؟ ” ،

” اگر یک جایی نا امید شدیم چه کنیم ؟ ” ،

” چطور برنامه ریزی کنیم تا هم نتیجه بگیریم هم خوش بگذرد ؟ “

و …

انواع و اقسام داستان ها از کنکوری های موفق و نا موفق برایتان خواهیم آورد تا علل موفقیت موفق ها و شکست نا موفق ها را در یابید

و به امید خدا همت کنید جزء موفق ها بشوید .

برای شروع باید با هم قول و قرار هایی بگذاریم و به آن ها حساس باشیم ؛

به قول هایمان وفا کنیم و قرار هایمان را فراموش نکنیم ؛ ( یک چیزی تو مایه های ” سرمان برود قولمان نمی رود ” )

این خیلی مهم است . خیلی خیلی مهم !

مهم ترین قرار بین ما این باشد که مثل روبات نباشید !!

قرار نیست هر جیزی این جا گفته می شود را عینا بپذیرید یا نفی کنید ؛

بالاخره شما انسان هستید و برگ برنده ی شما قدرت تفکر و تعقلتان است ؛ مگر نه ؟!

و اما قول ! قول بدهید که به حرف هایی که در “کنکورآباد” می آید خوب فکر کنید حتی اگر به آن ها عمل نکنید !!

در پایان می خواهم یک خواهش جدی جدی جدی بکنم :

تکلیف خود را روشن کنید !

هدفتان از کنکور دادن چیست ؟!!

در آینده در مورد این موضوع حرف خواهیم زد ؛ تا آن موقع از برگ برنده ای که دارید استفاده کنید !

کنکورآباد(قسمت دوم)

می خواهم خلاصه وار چند نکته ی اساسی را برایتان بگویم ، چرا که حرف زدن از آن بعدها دیر خواهد شد !

۱) تشخیص موسسه ای که بخواهیم در کنکور های آزمایشی آن شرکت کنیم بر چه اسای باید باشد ؟

الف) خواب آن را باید دیده باشیم ( یعنی خواب نما شده باشیم ) !

ب) پیام های بازرگانی و تبلیغی اش بیشتر و خوشگل تر باشد !

پ) از بقال سر کوچه مان بپرسیم !

ت) از کسانی که در همین کنکور قبلی رتبه های خوبی آورده اند بپرسیم .

جواب : گزینه ی ت !! بهترین اشخاصی که می توانند شما را در انتخاب یک موسسه  خوب یاری کنند کسانی هستند که در کنکور رتبه ی درست و

حسابی آورده اند . شماره هایشان را گیر بیاورید و از چند نفرشان ( یکی دو نفر کافی نیست ! ) سوال کنید .

۲) کدام کتاب های کمک آموزشی و تستی را بخوانیم بهتر است ؟

الف) تعداد صفحاتشان خیلی کم باشد ( جماعت اون کاره ! ) یا اینکه تعداد صفحاتشان خیلی زیاد باشد ( جماعت این کاره ! )

ب) پاسخ های تشریحی شان خیلی طولانی باشد و به طور کلی در آن داستان گفته باشند و آب بسته باشند !!

پ) تبلیغتشان گوش فلک را پر کرده باشد و اصولا هر طرف چشممان می چرخد تبلیغشان را ببینیم !

ت) قیافه ی کتاب و فونت تایپ و صفحه آرایی اش خیلی خوشگل باشد !

جواب : هیچ کدام ! اسامی بهترین کتاب های کمک آموزشی و تستی را باید از دو گروه بپرسید ؛

معلم های کار بلدتان

و کسانی که در کنکور رتبه های تاپ آورده اند .

۳) از چه کسانی بخواهیم برایمان برنامه ی مطالعاتی تنظیم کنند ؟

الف) از خودمان

ب) از خودمان

پ) از خودمان

ت) از خودمان

جواب : گزینه ی “صحیح” مشخص نیست !

معلوم است که برنامه ی مطالعاتی تان را باید خودتان تنظیم کنید ! این چه سوالی است آخر ؟!

شما فقط می توانید ( و باید ) روش برنامه ریزی را از کتاب ها و معلم هایتان بیاموزید و یا از کنکوری های موفق سال های گذشته ( که می توانند در حکم مشاور شما باشند،  بپرسید  ؛

اما برنامه ی مطالعاتی تان را باید خودتان تنظیم کنید . این موضوع اصلا شوخی بردار نیست ! به هیچ وجه !!

در مورد برنامه ریزی حرف های مفصلی دارم که بعد ها بیشتر خواهم گفت .

کنکورآباد(قسمت دوم)

کنکورآباد(قسمت دوم)

به قلم : ” ن.عسگری ”

 

با کلیک بر روی این متن می توانید قسمت اول “کنکور آباد” را مشاهده کنید

کنکورآباد(قسمت دوم)

The post کنکورآباد(قسمت دوم) appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

کنکوری جان،هنوز هم پابرجا ایستاده ای؟

کنکوری جان،هنوز هم پابرجا ایستاده ای؟

کنکوری جان،هنوز هم پابرجا ایستاده ای؟

سلام

بدون هیچ مقدّمه ای حرف هایم را به دست ِ قلم می سپارم …

نمی دانم باور می کنی یا نه …

این ” من ” نیستم که می نویسم …

بخوان ، تا برایت بگویم چرا …

هنوز هم پابرجایی … می بینمت …

ببین … چشم هایم پر از برقِ اشتیاقِ تحسین کردنِ توست … و گاهی ، شاید پر از حسرت … آری ، به تو غبطه می خورم …

به تویی که …

هنوز هم پابرجایی … نفس می کشی … و از این اکسیژن زندگی ، تنفّس می کنی … نفس ؟؟!! و یا شاید ، آه … گاهی صدایش را می شنوم …

نگاه کن … تک تکِ درد هایت را حس می کنم … می دانم …

خسته شدی … شاید بُریدی … بی حوصله شدی و اشتیاقت آرام آرام در حال تحلیل رفتن است … و به ظاهر ، کاری از دست تو برنمی آید …

زندگی ات پر  از لحظه های تکراری شده … و شاید دیگر حتی ، تفاوت ها را هم احساس نمی کنی …

تفاوتِ شب و روز ، روشنایی و تاریکی ، گرما و سرما ، گریه و خنده ، خواب و بیداری …

دیگر لبخندت به شادی ِ دیگران ، باز نمی شود و دیگر چشمانت از دیدن این همه زیبایی های اطرافت ، برق نمی زند …

تویی که حتّی با لمس قطره ای باران ، به وجد می آمدی و تمام وجودت ، مملو از احساس زندگی می شد …

کلافه ای … خسته ای … احساست می کنم …

پای ورق های تکراری کتاب هایت که می نشینی ، افکارت به هر طرفی سَرک می کشند به جز آنچه که در مقابلت ، روی میز ، باز است و تو مجبوری

جمله به جمله دنبالش کنی …

می دانم … گذر زمان برایت عذاب آور شده …

تو هم حس می کنی ؟!! …

گاهی انگار زمان توقّف می کند …

همان وقت هایی که بی حوصله ای و دلت می خواهد از این ثانیه های طولانی و عذاب آ ور ، بگذری …

همان وقت هایی که دلت بهانه ی آزادی از این همه بند اجباری را می گیرد ، امّا ………

همان وقت هایی که احساس می کنی از همه چیز و همه کس ، جا مانده ای و فرصت ها از دست رفته است…

امّا ، نگاه کن … می بینی ؟! …

این تویی که با همه ی این ها ، باز هم منتظر فردایی …

دلت می خواهد امروز سپری شود تا به فردا برسی …

که شاید فردایت با امروز ، کمی و فقط کمی متفاوت باشد …

هنوز هم پابرجایی … می بینمت … باور کن تمام احساست را احساس می کنم …

و به همین خاطر است که می گویم این من نیستم که می نویسم …

احساس توست که قلم را در دستان من حرکت می دهد …

صبر کن … حوصله داشته باش … زندگی این گونه که تو احساس می کنی پر از تکرار های جانفرسا نیست …

باور کن تک تکِ ثانیه های زندگی ات ، ارزش لبخند زدن های تو را دارد …

و همین ها هستند که تو را قدم به قدم ، به هدفت نزدیک تر می کنند …

همین ثانیه هایی که بی تابی های امروزت را از آن ها می دانی و گاهی آن قدر دلگیر می شوی که از بودن شان ، به خدا شکایت می کنی …

نه… باور کن و ایمان بیاور که این گونه غم خوردن ، لایق روح بزرگ تو نیست …

با تو هستم … تویی که با وجود این همه تکرار های به دستِ خود ساخته ، هنوز هم پابرجایی …

و هنوز ، امید ِ آمدن ِ فردایی بهتر از امروزت ، تو را درگیر ِ زنده بودن می کند …

تویی که مانند کوه ، محکم ایستاده ای و نمی دانی …

باور کن نمی دانی ، اراده ات به این همه بی حوصلگی های امروزت چه قاطعانه و پیروزمندانه نیشخند می زند …

خودت را از این زندانی که به دستان خودت ساخته ای ، آزاد کن و از ثانیه های زندگی ات لذّت ببر …

حتی اگر به ظاهر لذّت بخش نباشند …

امّا ، تو را راهی ِ مقصد ِ بی نظیری می کنند که همیشه رؤیای آن ، تسلّی بخش ِ افکار ِ ذهن ِ خسته ی توست …

به بودن ِ این ثانیه ها افنخار کن …

و گرامی بدار حرمت این لحظه هایی را که بدون هیچ چشم داشتی ، از خودشان می گذرند تا ” تو ” به مقصد برسی …

ناسپاسی مکن تا مبادا به آخر راه که رسیدی ، آه بکشی و بگویی : کاش ………

آن گونه پیش برو و قدر لحظات ارزشمند ات را بدان که در نهایت ، روزی را تجربه کنی که از خوشحالی دیدنِ نتیجه ی تلاش های خالصانه ات ، گونه ات

خیس ِ اشک شادی باشد …

هنوز هم پابرجا ایستاده ای … می بینمت … با تو هستم ، به خاطر همین ایستادنت ، سرت را بلند کن و با افتخار به ثانیه های زندگی ات نگاه کن …

که پیروزی در نهایت از آن ِ توست …

و در آخر …

زندگی را دور بزن … و آن گاه که بر اوج بلند ترین قلّه ها رسیدی ، لبخند ات را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند …

ناسپاسی مکن … که زندگی بدونِ درد و رنج ، ارزش ِ حتی یک لبخند ساده را هم ندارد …

کنکوری جان،هنوز هم پابرجا ایستاده ای؟

کنکوری جان،هنوز هم پابرجا ایستاده ای؟

مقاله از تیم تک رقمیا

برای مشاهده مطالب انگیزشی کلیک کنید

The post کنکوری جان،هنوز هم پابرجا ایستاده ای؟ appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico