کنکورآباد(قسمت سوم)

کنکورآباد(قسمت سوم)

کنکورآباد(قسمت سوم)

سلام !

در چه حالید رفقا ؟

قول و قرارمان یادتان هست ؟

به هدفتان فکر کردید؟

قرار گذاشته بودیم که به هدفتان از کنکور دادن فکر کنید .

امیدوارم این مهم را انجام داده باشید .

آن چه در کنکور اهمیت بیشتری دارد قدرت تحلیل است ! نه اینکه خلاقیت بی تاثیر باشد ، نه !

اما آن هایی که قدرت تحلیل بالایی دارند سریع تر و بهتر می توانند تست ها و سوالات را بررسی و تحلیل کرده و پاسخ سوال را بیابند.

اصولا این که معلم ها و مشاورانتان اصرار دارند که مرتب تست بزنید و مساله حل کنید و … همه و همه به بالا بردن قدرت تحلیل شما مربوط است ؛

در این میان آن هایی که در مقایسه با دیگران با انگیزه و اشتیاق بیشتری تست ها و سوالات و مسایل را بررسی می کنند کم کم در حل مسایل به یک

نوع خلاقیت هم می رسند .

هر چند باز هم باید تکرار کنم که آن چه مهم تر است تحلیل است نه خلاقیت !

و اصولا اغلب سوالات کنکور مشابه سوالات سال های گذشته است

( منظورم روند طرح و حل سوالات است نه این که خود سوال عینا تکرار شود ! )

و تعداد کمی سوال خاص پیدا می کنید که خیلی پیچیده و جدید باشند و نیاز به خلاقیت داشته باشند !

من کسی را می شناسم که نمره ی ریاضی ( حساب دیفرانسیل ) دوره ی پیش دانشگاهی اش ۱۰ و نیم بوده (!)

اما همین شخص ، چنان توانایی های تحلیلی خودش را بارور کرد که اکنون دانشجوی دکتری مهندسی است

و تازه برای کنکور کارشناسی ارشد دو تا کتاب ریاضی نوشته (!) ؛

به نظر شما این عجیب نیست ؟ حتما می گویید چرا هست !

اما من می گویم نخیر نیست !!

اصلا هم عجیب نیست ! بگذارید طور دیگری بگویم .

فرض کنید شما از رانندگی کردن هیچ نمی دانید.

آن وقت شما را بردارند و بگذارند درون یک ماشین کورسی و بگویند باید در مسابقات فرمول یک شرکت کنید !

به نظرتان چه اتفاقی خواهد افتاد ؟!

مسلما افتضاح می کنید !!

تعجبی هم ندارد چرا که اصلا رانندگی بلد نیستید ( یا حداکثر در حد یک راننده ی معمولی می توانید دنده عوض کنید )

آن وقت چطور می توان انتظار داشت که در یک مسابقه ی فرمول یک شرکت کنید و تازه نتیجه هم بگیرید ؟!

حالا رانندگی کردن و مسابقه را با درس خواندن و کنکور مقایسه کنید .

اگر شما ندانید چطور باید از مغزتان استفاده کنید ، حافظه تان را چگونه فعال کنید ، چگونه قدرت تحلیل و خلاقیت تان را بالا ببرید و این که به چه روشی

تحلیل کنید ، و …

آن وقت چطور انتظار دارید در مسابقه ی مهمی مثل کنکور

( که در آن سرعت استفاده از تحلیل ، حساب و کتاب ، حافظه و … چیزی شبیه به سرعت لازم در یک مسابقه ی فرمول یک است ) موفق شوید ؟!

آیا دستگاهی پیچیده تر از مغز آدمی می شناسید ؟

بنابراین به نظرتان کار کردن با این دستگاه پیچیده نیاز به آگاهی و شناخت آن ندارد ؟

باور کنید که اگر بدانید با شناخت قدرت تحلیل و خلاقیت تان و درک روش برخورد با ذهنیات و حافظه تان چقدر متحول خواهید شد امکان

دارد ( از شدت تعجب و هیجان ) نابود شوید !

حداقل شاخ در میاورید !!

اگر نه ، لااقل یک سکته ی خفیف ( دور از جانتان ، دور از جانتان ) تجربه خواهید کرد !

وقتی به شما گفته می شود قبل از رفتن به کلاس ، درسی را که قرار است داده شود ، یک بار خودت مطالعه کن ؛

وقتی به شما گفته می شود همان روزی که یک درس را سر کلاس یاد گرفتی ، چند ساعت بعد مرور کن … فردایش دوباره مرور کن … یک هفته بعد

دوباره مرور کن … دو هفته بعد دوباره مرور کن … ، حتما دلیلی دارد !

الکی که نمی گویند !! کسی هم قصد سر کار گذاشتن شما را ندارد ! مطمئن باشید .

تازه این یک نمونه ی کوچک از روش بارور کردن حافظه است.

در مورد تحلیل و خلاقیت چیز هایی است که باید بدانید .

این جا فضا در حدی نیست که من هه چیز را برایتان بگویم ! هر چند در آینده به این مسایل اشاره خواهم کرد اما بهتر است بروید و از بزرگ تر ها ، معلم

ها و مشاورانتان بپرسید !

خوشبختانه در مملکت ما معلم ها و مشاوران کار درست تعدادشان کم نیست ؛ به خصوص در زمینه ی کنکور .

همه ی این ( جسارتا ) روده درازی ها را کردم تا بگویم چرا این قدر اصرار دارم هدفتان را مشخص کنید !

انسان بی هدف ، انسانی ساکن است . اگر بی هدف باشید مهم ترین فاکتور در بارور کردن قدرت ذهنی تان را از دست خواهید داد .

تازه این همه ی ماجرا نیست .

برای اینکه یک سال پیاپی و مستمر را با انگیزه و مشتاق درس بخوانید و از طولانی شدن درس خواندن و مطالعه خدای ناکرده خسته نشوید،

نیاز به هدف دارید تا به شما انرژی بدهد .

شک نکنید که بدون هدف درست و روشن و واضح ، انرژی تان – به خصوص در طول یک سال – تحلیل خواهد رفت و این خبر خوبی نیست !

خب ! برای اینکه در یک دانشگاه خوب قبول شوید لازم است قبل از هر چیز شخصیت لازم را داشته باشید

( منظورم شخصیت علمی است ) ؛

این یعنی چه ؟

یعنی اینکه قبل از هر چیز باید به شخصیت درس خوان و با شعور خودتان افتخار کنید !

قرار نیست هر کسی که برای رسیدن به هدفش خوب و مداوم و با پشتکار درس می خواند ” چیزخوان ” محسوب شود !!

” چیزخوان ” چیز دیگری است که بعدا سر فرصت مناسب خواهم گفت.

اما آن چه که الان می خواهم بگویم و برایم خیلی خیلی خیلی مهم است ، این که باید به شخصیت درس خوان و با انگیزه ی خودتان افتخار کنید .

از نظر من کسی که دلش می خواهد کنکور بدهد ، رتبه ی خوب بیاورد ، دانشگاه خوب قبول شود و …

اما به درس خواندن خود افتخار نکند و آن را جدی نگیرد ، نه تنها پخته نیست بلکه عملا در کودکی خود باقی مانده و هنوز بزرگ نشده است

( ببخشید که این طوری می گویم ؛ چاره ای نیست ! اگر به این شکل نگویم به رگ غیرت بعضی ها بر نمی خورد )

تا دفعه ی بعد که با هم به حرف خواهیم نشست دلم می خواهد :

روش های بارور کردن قدرت تحلیل و خلاقیت تان را پیدا کنید ( از بزرگ تر ها و مشاورتان بپرسید )

هدف تان از کنکور شامل رتبه ، رشته ، دانشگاه را دقیق مشخص کنید و بچسبانید به در و دیوار اتاق تان تا بدانید برای چه قرار است امسال این همه

درس بخوانید !

احساس غرور و افتخار را در خودتان پیدا کرده و بارور کنید

( باور کنید من به پختگی و شخصیت شما افتخار می کنم ؛ شمایی که به خاطر هدف و آینده تان قید بسیاری از تفریحات و شیطنت ها را می زنید و در

مقابل بی برنامگی ها با قدرت می ایستید )

تست نما !

۱) یک برنامه ی خوب چه خصوصیاتی دارد ؟

الف) آن قدر سنگین و غیر واقع بینانه باشد که حتی نصفش را نرسیم که انجام بدهیم !

ب) آن قدر سبک باشد که میزان مطالعه مان از بچه های مهد کودکی هم کم تر باشد !

پ) به طور کلی بدهیم دست معلم یا مشاورمان و بگوییم ” این ریش و این قیچی ” !

ت) بر اساس توانمندی هایی که در خودمان سراغ داریم شخصا آن را طراحی کنیم .

جواب : گزینه ی “ت” ! مسلما باید برنامه تان را خودتان با توجه به شناختی که از خود دارید طراحی کنید و در این راه از نظرات مشاور استفاده کنید .

قطعا سه گزینه ی نخست با عقل سلیم جور درنمی آید اما اگر با عقل و منطق شما اختلاف ندارد باید بیایید  زحمت بکشید مرا هم توجیه کنید !

۲) ساعت مطالعه مان باید چه مقدار باشد ؟

الف) آنقدر زیاد باشد که بترکیم !! خواب و استراحت هم تعطیل ! همه اش یک سال است دیگر !

ب) آن قدر کم باشد که از بقال سر کوچه مان هم کم تر مطالعه کنیم و در عوض حوالی میادین و خیابان های باحال شهر مان گشتی بزنیم ! این طوری

می توانیم شب ها خواب یک رتبه ی خوب ببینیم !

پ) هرچقدر “فلانی” گفت ( به جای “فلانی” هر اسمی که دوست دارید بگذارید ! )

ت) باید بر اساس توانمندی های ما باشد .

جواب : گزینه ی آخر !

واضح است که میزان ساعت مطالعه تان باید بر اساس توانمندی هایتان باشد.

مثلا اگر تا دیروز ۳ ساعت ( روزانه ) درس می خواندید یکهو و به شکل انتحاری آن را به ۳۰ ساعت تبدیل نکنید !!

بهتر است هفته ی اول همان ۳ ساعت را مطالعه کنید ، هفته ی بعد ۴ ساعت ، هفته ی بعد تر ۵ ساعت و … تا به چیزی حدود ۸ تا ۱۰ ساعت برسید

( برای بعضی ها کم تر و برای بعضی ها بیشتر – دلیل دارد ها ! ) .

این را حتما شنیده اید که فرموده اند : ” رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود “

بار ها گفته ام که کنکور یک جور مدیریت است ( نه فقط درس و کلاس و تست ! )

آیا می دانید جای مدیران عجول ( کسانی که با عجله و بدون برنامه عمل می کنن ) کجاست ؟  … ( لطفا جای خالی را پر کنید ! )

۳) چند ساعت را باید کلاس برویم و چند ساعت را خودمان درس بخوانیم ؟

الف) مهم نیست ؛ چرا که کلاس رفتن هیچ فرقی با اینکه خودمان در خلوت درس بخوانیم ندارد !

ب) باید در به در این کلاس و آن کلاس باشیم چون خیلی ها همین کار را می کنند ! بنابراین نفس ” کلاس رفتن ” مهم است !

پ) روزانه ۲۴ ساعت کلاس برویم و بنابراین لزومی ندارد بخوابیم ، غذا بخوریم و کمی هم با کتاب ها و جزوات مان خلوت کنیم !

ت) حداقل دو برابر زمانی که صرف کلاس رفتن می کنیم باید خودمان درس بخوانیم . خیلی راحت کتاب و جزوه مان را باز کنیم و بدون جار و جنجال (!)

مطالبی را که در آن ها گفته شده ، بخوانیم !

جواب : گزینه ی “ت” !

پاسخ تشریحی : ندارد !

توضیح اضافی : به علت سطخ بالای این سوالات و پیچیدگی بیش از حد آن ها از شما خواهش می کنم این تست ها را چند بار مرور کنید تا پاسخ آن

ها را خدای ناکرده فراموش نکنید .

آخر جواب این موارد خیلی فرار است !!

و دو روز بعد ممکن است پاسخ درست را فراموش کرده و ( دور از جانتان ، دور از پایتان ، دور از راهتان ) رفتار نادرستی در پیش بگیرید.

کنکورآباد(قسمت سوم)

کنکورآباد(قسمت سوم)

به قلم “ن. عسگری”

 

برای مشاهده کنکورآباد(قسمت دوم) کلیک کنید

برای مشاهده کنکورآباد(قسمت اول) کلیک کنید

The post کنکورآباد(قسمت سوم) appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

کنکورآباد(قسمت دوم)

کنکورآباد(قسمت دوم)

کنکورآباد(قسمت دوم)

با کلیک بر روی این متن می توانید قسمت اول “کنکور آباد” را مشاهده کنید

سلام !

کنکورآباد(قسمت دوم) را می خوانید :

در همین حد در مورد آنچه در قسمت اول کنکور آباد آوردیم بگویم که:

کنکور آزمون اطلاعات نیست ،

آزمون مدیریت است ! مدیریت افکار ، اطلاعات و حافظه ، و احساسات ؛

این نکته ی مهمی است که خیلی ها به آن توجه نکرده و بنابراین روی آن کار نمی کنند ؛

متأسفانه این وسط گاهی هم مشاوران و بزرگ ترهایی پیدا می شوند که علاوه بر اطلاعات درسی ،

هزار و یک جور اطلاعات اضافی دیگر در مورد تراز و معدل و … را فرو می کنند توی مخ کنکوری جماعت !

اجازه بدهید همین جا خلاصه وار برایتان بگویم که تنها اطلاعاتی که باید در مورد آن احساس داشته باشید و برایشان وقت بگذارید،

اطلاعات درسی ، برنامه ریزی ، بالا بردن راندمان حافظه و از این جور چیزهاست و بس !

کنکوری موفق کسی است که حافظه اش را با مواردی مثل تراز فلان دانشگاه و بخشنامه های فلان جا و اخبار این چنینی اشغال نمی کند ،

بلکه وقتش که شد از بزرگ ترش ، معلمش و یا مشاورش در این مورد کمک می گیرد .

بگذارید یک ماجرای طنز در این مورد از انشتین برایتان بگویم ؛

می گویند شخصی از انشتین شماره تلفنش را پرسید ؛

انشتین هم دستش را کرد توی جیبش و از روی یک نوشته ، شماره اش را خواند ؛

طرف هم در کمال تعجب گفت جناب انشتین ، مگر شما شماره ی خودتان را حفظ نیستید که آن را از روی کاغذ می خوانید ؟!

انشتین هم در جواب به آن شخص گفته بود که ” ای آقا ! حافظه ی من جایی برای این اطلاعات اضافی ندارد !! “

واضح است که این حکایت ، طنز است اما نکته ی ظریفی در خود دارد و آن اهمیت اطلاعاتی است که به ذهن می سپاریم ؛

بنابراین حواستان باشد : لطفا ، برای هر چیزی وقت نگذارید ، اصلا مگر بیکارید که همه چیز را بدانید و حفظ کنید ؟!

در این مورد در آینده گفتنی ها دارم با شما !

اجازه بدهید یک نکته راجع به تعیین نقش جایگاه خانواده و اطرافیان ، خلاصه وار و در حد باز گذاشتن بحث برای آینده برایتان بگویم !

پدر و مادر با توجه به همه مشغله فکری که دارند به اندازه ی محدود می توانند به شما نزدیک شوند و فشار کار را احساس کنند .

بقیه اطرافیان و فک و فامیل و دوست و آشنا که دیگر حسابشان مشخص است .

این وسط شمایید و خودتان و کنکور ! در این راه یکه و تنهایید .

درست مثل دوچرخه سواری که یک مسیر را رکاب می زند .

بقیه فقط می توانند به عنوان مربی ، راهنما ، تدارکاتچی و تماشاگر در این رویداد شرکت کنند

اما در نهایت رکاب را باید خود دوچرخه سوار بزند !

خیلی ها فکر می کنند اگر کتاب های کنکوری خوب و به تعداد زیاد مهیا کنند ،

شرایط شرکت در کلاس ها و آزمون های آزمایشی معتبر کنکور را فراهم کنند

و در واقع ” ال کنند و بل کنند ” همه ی شرایط برای موفقیت حاصل شده است !!

این ساده لوحانه ترین نوع تفکر و بینش است که یک ” کنکوری ” یا پدر و مادر وی ممکن است به آن دچار شوند !

این مانند آن است که بگوییم با فراهم شدن یک دوچرخه ی خوب ، تغذیه ی مناسب و تشویق کافی ، شرایط برای اول شدن یک دوچرخه سوار کاملا مهیاست !!

قطعا با من هم عقیده اید که این طور نیست ؛

به هیچ وجه !

آن چه در نهایت امر تعیین کننده است میزان تمرین ، آمادگی ، پشتکار و استقامت دوچرخه سوار در ” رکاب زدن ” است .

در مورد کنکور آن چه تعیین کننده است پشتکار و استقامت و برخی دیگر از موارد در ” درس خواندن ” است

نه امکانات آن چنانی !

بهترین دلیل بر این مدعا ، رتبه های تاپ کنکور های گذشته است ؛

فکر می کنید چند درصد از رتبه های برتر را دانش آموزان طبقه ی متوسط رو به پایین در اختیار دارند ؟

بروید تحقیق کنید تا دستتان بیاید که داشتن امکانات ، همه چیز نیست !

بنابراین مهم ترین فاکتور موفقیت ” درس خواندن ”  و دانستن  ” چگونه درس خواندن ”  است ؛

بقیه ی شرایط و امکانات مکمل آن هستند . خواندن درس شرایط خود را دارد که در آینده در مورد آن حرف خواهیم زد .

” اما آخر من نوجوان با این همه انرژی ( و بلوغی که یقه ی مرا در این شرایط گرفته !!! ) چطور آرام بنشینم و درس بخوانم ؟! انرژی ام اجازه نمی دهد ! هیجانم نمی گذارد … !! “

اینجاست که مشکل ( خدای نا کرده ) شروع می شود .

جنگ درونی ! کشمکش میان افکار ، تخیلات ، انرژی ها و حرارت های جوانی در یک طرف و سکون ، سکوت ، حوصله ، صبر و درس در طرف دیگر !

جنگ درونی و عدم تمرکز از همین جا شروع می شود .

آخر می دانید (؟) ، این دردسر ( سال کنکور را می گویم ) یکهو اتفاق می افتد ، خیلی یکهو !

قبلا گفتم که “کنکور” آزمون اطلاعات نیست ، بلکه آزمون مدیریت است .

مدیریت درون ؛ مدیریت افکار و احساسات !

” حالا هر چقدر هم که مجلات و مشاوران کنکوری قیل و قال کنند که تراز این است و رتبه آن است

و برنامه ی خوب این است و کلاس خوب آن است و چه و چه ، توی کت من نوجوان نخواهد رفت ! “

با این عدم تمرکز و تنهایی چه کنیم ؟

چگون درس خواندن را شیرین کنیم ؟!!!

برای پاسخ دادن به این سوالات و هم فکری کردن و مشورت کردن و برنامه ریزی کردن

و بطور کلی همه ی چیزهایی که کنکور را از حالت عذاب خارج کرده و آن را به یک پروژه ی علمی

( شاید یکی از بزرگ ترین و شیرین ترین پروژه های زندگیتان ) تبدیل کند ،

با اهالی ” تک رقمیا ” قرار گذاشتیم  که همه ی بر و بچه های کنکوری را در یک محله جمع کنیم ، اسم آن را هم گذاشتیم ” کنکورآباد ” !

دوستانتان را هم خبر کنید ! این جا برای همه ی بچه های پر شور و پر انرژی و متفاوت ، و البته با شعور ، جا هست !!

حالا به موقع حرف های شما را هم قاطی بحث خواهیم کرد تا یک وقت فکر نکنید این جا حرف اول و آخر را ما می زنیم

( حالا گیرم حرف اول را ما بزنیم ، حرف آخر را که قطعا شما خواهید زد ! آن هم در کنکور !! )

این جا خبری از نصیحت های کلیشه ای مثل

” پسرم ! پشتکار داشته باش ”  یا  “دخترم ! پاسخ تلاش پیروزی است “

یا هزار و یک جور دیگر از این حرف های (هر چند مهم اما) شعاری و غیر کاربردی نخواهد بود .

آمار و اطلاعات کنکوری مثل تأثیر تراز و سهمیه ی سال سوم و تأثیر معدل و از این دست اطلاعات به درد نخور

( به درد نخور برای دوره ی یک ساله ی کنکور ) هم در “کنکورآباد ” جایی ندارد .

کنکورآباد(قسمت دوم)

در  “کنکورآباد”  صحبت از این خواهد بود که :

” با حاشیه های یک سال کنکور چه کنیم ” ،

” با تنهایی مان چه کنبم ” ،

” آیا می توان با درس خواندن حال کرد ؟ ” ،

” اگر یک جایی نا امید شدیم چه کنیم ؟ ” ،

” چطور برنامه ریزی کنیم تا هم نتیجه بگیریم هم خوش بگذرد ؟ “

و …

انواع و اقسام داستان ها از کنکوری های موفق و نا موفق برایتان خواهیم آورد تا علل موفقیت موفق ها و شکست نا موفق ها را در یابید

و به امید خدا همت کنید جزء موفق ها بشوید .

برای شروع باید با هم قول و قرار هایی بگذاریم و به آن ها حساس باشیم ؛

به قول هایمان وفا کنیم و قرار هایمان را فراموش نکنیم ؛ ( یک چیزی تو مایه های ” سرمان برود قولمان نمی رود ” )

این خیلی مهم است . خیلی خیلی مهم !

مهم ترین قرار بین ما این باشد که مثل روبات نباشید !!

قرار نیست هر جیزی این جا گفته می شود را عینا بپذیرید یا نفی کنید ؛

بالاخره شما انسان هستید و برگ برنده ی شما قدرت تفکر و تعقلتان است ؛ مگر نه ؟!

و اما قول ! قول بدهید که به حرف هایی که در “کنکورآباد” می آید خوب فکر کنید حتی اگر به آن ها عمل نکنید !!

در پایان می خواهم یک خواهش جدی جدی جدی بکنم :

تکلیف خود را روشن کنید !

هدفتان از کنکور دادن چیست ؟!!

در آینده در مورد این موضوع حرف خواهیم زد ؛ تا آن موقع از برگ برنده ای که دارید استفاده کنید !

کنکورآباد(قسمت دوم)

می خواهم خلاصه وار چند نکته ی اساسی را برایتان بگویم ، چرا که حرف زدن از آن بعدها دیر خواهد شد !

۱) تشخیص موسسه ای که بخواهیم در کنکور های آزمایشی آن شرکت کنیم بر چه اسای باید باشد ؟

الف) خواب آن را باید دیده باشیم ( یعنی خواب نما شده باشیم ) !

ب) پیام های بازرگانی و تبلیغی اش بیشتر و خوشگل تر باشد !

پ) از بقال سر کوچه مان بپرسیم !

ت) از کسانی که در همین کنکور قبلی رتبه های خوبی آورده اند بپرسیم .

جواب : گزینه ی ت !! بهترین اشخاصی که می توانند شما را در انتخاب یک موسسه  خوب یاری کنند کسانی هستند که در کنکور رتبه ی درست و

حسابی آورده اند . شماره هایشان را گیر بیاورید و از چند نفرشان ( یکی دو نفر کافی نیست ! ) سوال کنید .

۲) کدام کتاب های کمک آموزشی و تستی را بخوانیم بهتر است ؟

الف) تعداد صفحاتشان خیلی کم باشد ( جماعت اون کاره ! ) یا اینکه تعداد صفحاتشان خیلی زیاد باشد ( جماعت این کاره ! )

ب) پاسخ های تشریحی شان خیلی طولانی باشد و به طور کلی در آن داستان گفته باشند و آب بسته باشند !!

پ) تبلیغتشان گوش فلک را پر کرده باشد و اصولا هر طرف چشممان می چرخد تبلیغشان را ببینیم !

ت) قیافه ی کتاب و فونت تایپ و صفحه آرایی اش خیلی خوشگل باشد !

جواب : هیچ کدام ! اسامی بهترین کتاب های کمک آموزشی و تستی را باید از دو گروه بپرسید ؛

معلم های کار بلدتان

و کسانی که در کنکور رتبه های تاپ آورده اند .

۳) از چه کسانی بخواهیم برایمان برنامه ی مطالعاتی تنظیم کنند ؟

الف) از خودمان

ب) از خودمان

پ) از خودمان

ت) از خودمان

جواب : گزینه ی “صحیح” مشخص نیست !

معلوم است که برنامه ی مطالعاتی تان را باید خودتان تنظیم کنید ! این چه سوالی است آخر ؟!

شما فقط می توانید ( و باید ) روش برنامه ریزی را از کتاب ها و معلم هایتان بیاموزید و یا از کنکوری های موفق سال های گذشته ( که می توانند در حکم مشاور شما باشند،  بپرسید  ؛

اما برنامه ی مطالعاتی تان را باید خودتان تنظیم کنید . این موضوع اصلا شوخی بردار نیست ! به هیچ وجه !!

در مورد برنامه ریزی حرف های مفصلی دارم که بعد ها بیشتر خواهم گفت .

کنکورآباد(قسمت دوم)

کنکورآباد(قسمت دوم)

به قلم : ” ن.عسگری ”

 

با کلیک بر روی این متن می توانید قسمت اول “کنکور آباد” را مشاهده کنید

کنکورآباد(قسمت دوم)

The post کنکورآباد(قسمت دوم) appeared first on تک رقمیا ( مشاوره با رتبه های تک رقمی و دورقمی کنکور ).

Powered by WPeMatico

به برنامه آزمون نمیرسم، چیکار کنم!

به برنامه آزمون نمیرسم و از برنامه عقب میفتم! هر کاری میکنم به برنامه آزمون نمیرسم! جمله بالا را از زبان خیلی از کنکوری‌ها می‌شنویم. شاید شما هم جزو همان دسته از کسانی باشید که به هر دری میزنید نمی‌توانید خودتان را به برنامه آزمون برسانید. معمولا این وضعیت بیشتر برای دانش آموزانی که مدرسه …

نوشته به برنامه آزمون نمیرسم، چیکار کنم! اولین بار در محصل ایرانی پدیدار شد.

Powered by WPeMatico